أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
428
آثار الباقيه ( فارسى )
خود اسحق را بقربانگاه برد و به قوچى فديه داده شد و ذبيح نزد اهل كتاب اسحق است ولى در قرآن نصى صريح است كه ذبيح اسمعيل مىباشد و اين نص در سورهء صافات است و از پيغمبر روايت شده كه فرمود من پسر دو ذبيح هستم يعنى عبد اللّه - بن عبد المطلب و اسمعيل و اگر بخواهيم اين مسئله را زيادتر بسط دهيم بحث ما پراكنده مىشود و اللّه اعلم . روز سوم اين ماه روزه كدليا مىباشد و او پسر احيقام بود كه از جانب بخت - نصر بر بيت المقدس حكمران بود و در اين روز چاهى را پر از آتش كردند و او را با هشتاد و دو نفر كشتند و در آن چاه افكندند پس از اين جهت بنى اسرائيل غمگين شدند و روز پنجم روزه عقيباست و بدين سبب يهود اين روز را روزه مىدارند كه عقيبا را مجبور كردند بت بپرستد و او زير اينبار نرفت پس او را در صندوقى نشانيدند تا از گرسنگى بمرد و در كنار او بيست نفر از اصحاب او محبوس بودند . در هفتم روزهء عذاب است و شرح اين قصه آن است كه چون داود بنى اسرائيل را بشمرد از شمارهء ايشان به عجب و غرور افتاد و بنى اسرائيل از كثرت عدد خود خيلى تبختر كردند پس خداوند بر ايشان غضب كرد و ناثان نبى را بنزد داود و طوايف بنى اسرائيل فرستاد و ايشان را بشمشير و قحط و مرگ ناگهانى ترسانيد و انذار اين نبى تحقق يافت پس بنى اسرائيل ترسيدند و اين روز را روزه داشتند . بيان عقيده برخى از يهود در سبب گوسالهپرستى آنان در اين روز بود كه بنى اسرائيل براى اينكه گوساله پرستيده بودند برخى برخى را كشتند و بنى اسرائيل مىگويند كه هارون گوساله را ساخت و در تورات هم اينطور ذكر شده . يعقوب بن موسى تفرشى « 1 » يهودى در گرگان براى من حكايت كرد كه چون موسى خواست با بنى اسرائيل از مصر بيرون بيايد چون يوسف بديشان وصيت كرده بود كه هنگام بيرون رفتن از مصر تابوت او را هم با خود ببرند و يوسف در قعر نيل
--> ( 1 ) - ن ب نقرسى